تبليغاتX
تبليغات X
قدغن
ورنه کو برگزیده ای که شاعرتر از این تشنه خلاص از قاف و غین این همه قدغن بگذرد

...

ما تا همین الان هم بردیم

1-       کی فکرش را میکرد یک روزی بتوان ولای.ت فقیه و رهبری را د رکوچه و خیابان و مقاله به این وسعت خارج از بحث های علمی و فقهی زیر سوال بود و راهی را شروع کرد که اگرچه زمان بر است اما به ختم سلطنت در ایران منتهی خواهد شد

2- چطور می شد که مشروعیت ج ا ایران را هم زمان هم د رایران و هم در جهان یک جا به این عظمت نابودکرد:

3- چگونه می توانستیم به دنیا بفهمانیم که آقا جان ایران به معنای روحانیون عظما به معنای احمدی نژاد به معنای بمب هسته ای و حزب ا...به معنای ترورو وحشت نیست؟

4-چطور می توانستیم کاری کنیم که پس از سالها هجمه رسانه ای به ایران و ایرانی، در دید جهانیان ناگهان تبدیل به مردمی آزادی خواه و مخالف خشونت و روشن وتحصیل کرده شویم؟

۵- چطور میشد به اصلاح طلبان ثابت کرد که با این سیستم  اصلاحات فایده ندارد؟

۶- و این اعداد ادامه دارد...

در ادامه مطلب بیانیه میرحسین و کروبی و خاتمی!

 

 


ادامه نوشته
+ نوشته شد در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 11 بعد از ظهر  توسط میم درمحاق...  | 

...

رفتم دانشگاه علامه سراغ استادهایش که بگویم ایها الناس منابع پایان نامه من در زندانند!آخر روش تحقیق هم  مصاحبه میشه؟ موضوع هم یک چالش درنظام اسلامی ؟ دسته اول منابع در زندانند و دسته دوم زندانبان ، من چطور می توانم روزگاری جلوی قاضی.(جلاد) مر.تضوی بنشینم و در کمال آرامش ازش سوال علمی بپرسم که به نظر شما منابع صادرکننده خطوط قرمز در ایران چه کسانی هستند!!؟

در حالیکه لحظه به لحظه... چهره دربه در و پر از استرس مهدوی در حال اعتراف جلویم بیاید ...گفتم مهدوی...وتو چطور توانستی سرزنشش کنی به اعتراف ؟ وقتی  دکتر سحابی که می گویند در زندان شاهی (که امثال عسگراولادی مسلمان توبه نامه نوشتند )خم به ابرو نیاورد، در شکنجه گاه ایشان دو بار اعتراف کرد ؟عبدی ،نبوی و... گنده ترها توبه نامه نوشتند. اما یک ژرنالیست جوان که همه امید و آرزویش برباد رفته ، تحت شکنجه اعتراف نکند؟واقعا آنجا چه خبر است که همه اعتراف می کنند تا رها شوند؟من که فقط تا حد اتاق سراسر سفید سفید سفیدش را می دانم ... اما من هم مثل تو برای همین سعی کردم خیلی جلو نروم و آفتابی نشوم، شاید به خاطر همین ترس... نه ترس از شکنجه و زندان ...ترس از سرفکندگی های اعتراف و ترس از اعتراف...

اما چه اعترافی؟ اعترافی که نخ نما شده و متنش را زودتر روزنامه سپاه(جوان)می نویسد؟...اصلا  این اعتراف بیشتر به افتخار شبیه است...کاش تا.ج زاده و ح.جاریان هم زودتر اعتراف کنند و خلاص شوند...

دانشگاه علامه را می گفتم که چون دیوانه ای بی زنجیر  به گوشه مخزن مطبوعاتش خزیده بودم و با روزنامه شرق فال می گرفتم!...آرشیو سال 74 و گلایه های اصلاح طلبان از خاتمی...سکوتش و صبرش...

خط به خطش را خواندم خاتمی همه آن بود که موسوی نبود!...یادم آمد پروژه عبور از خاتمی...چه دیر  هنگام...این همه رای و این همه امیدکه تهش به این نتیجه برسد...عبور از خاتمی...

در مصاحبه ای عبدا...مومنی خطاب بهش گفته بود

گفتگو آیین درویشی نبود

 ورنه با تو ماجراها داشتیم

 

بعد چون لولی مشوس شریعتی را گز می کنم و هی به گناهان او فکر می کنم که الان اعوانش همه در زندان و مردمی که روزی به امیدش بودند همه سرگردان ...و او 8 سال بر تارک قدرت (اگر چه بسیار نیم بند)اما سکوت؟...مگر بازی گردان هم اکنون سردمداران قتل های زنجیره ای نبودند؟...

حالم به هم می خورد از خودمان!چرا بازی ِ بازی کرده شان را نخواندیم؟ مگر نمی شد هاشمی را قانع کرد که از موسو.ی حمایت نکند؟

روزی چند بار با مشاورا ن اعظم ستاد تماس می گرفتیم و هی راهکار و استراتژی ارائه می دادیم و الان مغزها هنوز هنگ کرده است...و تازه مگر فایده ای هم دارد؟

 

آرشیو شرق را می گفتم و سرگذشت شهید فاطمی ....چقدر آشنا چقدر نزدیک ...قانون گرایی مصدق و نظر عبور از شاه او...

«فاطمی که بخوبی می دانست کودتا با اطلاع و همکاری شخص شاه صورت  گرفته خواهان شدت  عمل دولت و برخورد سریع و قاطع با کودتا چیان بود اما مصدق با تاکید بر تعهد خود به قانون در واقع در جست و جوی راه حلی بود تا د رچارچوب قانون اساسی مشروطیت قضیه را فیصله دهد»روزنامه شرق 24آبان 1384شماره 626

 

دارم از تاریخ متنفر می شوم  از تکرار تاریخ...نائبان و وارثان برحق شیخ فضل اله و فرزندان سلف  شعبان بی مخ این روزها چقدر زیادند ونزدیک ...خدایا...من این روزها روی پشت بامم و تو را فزیاد می زنم تو کجایی؟...بترس از ستم بر فریاد خواهی که فریاد رسی جز تو ندارد...

                                 

 

در ادمه مطلب:

درددل فرزند شهید بهشتی با پدرش

 نامه میرحسین به شورای نگهبان

 بیانیه کروبی

بازخوانی نامه ابراهیم نبوی به ابطحی در سال 84

مقاله اخیرمسعود بهنود

 

سخنی فراتر از دروغ:در حد جوک سال !

سخنگوی دولت در همايش قوه قضایيه عنوان کرد؛ برخورد شديدی با مردم صورت نگرفته است!

غلامحسين الهام با تاکيد بر اينکه برخورد شديدي با مردم در درگيري ها و آشوب ها صورت نگرفته است، گفت؛ هر کس که کتک خورده مي تواند به دادستاني برود و شکايت خود را مطرح کند(etemaad.ir)

 

پس کجاست؟
چند بار 
خرت و پرت‌های کیف باد کرده را
زیر و رو کنم. . .

(یادداشت‌های گم‌شده-قیصر امین‌پور)

 

 


ادامه نوشته
+ نوشته شد در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 1 قبل از ظهر  توسط میم درمحاق...  | 
رفتم دانشگاه علامه سراغ استادهایش که بگویم ایها الناس منابع پایان نامه من در زندانند!آخه روش تحقیق هم مصاحبه میشه؟ موضوع هم یک چالش درنظام اسلامی دسته اول منابع د ر زندانند و دسته دوم زندنبان من چطور می توانم روزگاری جلوی قاضی.(جلاد) مر.تضوی بنشینم و در کمال آرامش ازش سوال علمی بپرسم؟ در حالیکه لحظه به لحظه... چهره دربه در و پر از استرس مهدوی در حال اعتراف جلویم بیاید ...گفتم مهدوی...تو چطور توانستی سرزنشش کنی به اعتراف ؟وقتی دکتر سحابی که می گویند در زندان شاهی (که امثال عسگراولادی مسلمان توبه نامه نوشتند )خم به ابرو نیاورد، در شکنجه گاه ایشان اعتراف کرد ،عبدی ،نبوی و... گنده ترها توبه نامه نوشتند. اما یک ژرنالیست جوان که همه امید و آرزویش برباد رفته ، تحت شکنجه اعتراف نکند؟واقعا آنجا چه خبر است که همه اعتراف می کنند تا رها شوند؟من تا که فقط حد اتاق سراسر سفید سفید سفیدش را می دانم ...من هم مثل تو برای همین سعی کردم خیلی جلو نروم و آفتابی نشوم شاید به خاطر همین ترس نه ترس از شکنجه و زندان ...ترس از سرفکندگی های اعتراف و ترس از اعتراف... دانشگاه علامه را می گفتم که چون روانی به گوشه مخزن مطبوعاتش خزیده بودم و با روزنامه شرق فال می گرفتم!...آرشیو سال 74 و گلایه های اصلاح طلبان از خاتمی...سکوتش و صبرش... خط به خطش را خواندم خاتمی همه آن بود که موسوی نبود!...یادم آمد پروژه عبور از خاتمی...چه دیر هنگام...این همه رای و این همه امیدکه تهش به این نتیجه برسد...عبور از خاتمی... چون لولی مشوس شریعتی را گز می کنم و هی به گناهان او فکر می کنم که الان اعوانش همه در زندان و مردمی که روزی به امیدش بودند همه سرگردان ...و او 8 سال بر تارک قدرت (اگر چه بسیار نیم بند)اما سکوت؟...مگر بازی گردان الان سردمداران قتل های زنجیره ای نبودند؟... حالم به هم می خورد از خودمان!چرا بازی بازی کرده شان را نخواندیم؟ مگر نمی شد هاشمی را قانع کرد که از موسو.ی حمایت نکند؟ روزی چند بار با مشاورا ن اعظم ستاد تماس می گرفتیم و هی راهکار و استراتژی ارائه می دادیم و الان مغزها هنوز هنگ کرده است...و تازه مگر فایده ای هم دارد؟ آرشیو شرق را می گفتم و سرگذشت شهید فاطمی ....چقدر آشنا چقدر نزدیک ...قانون گرایی مصدق و نظر عبور از شاه او... فرزندان سلف شعبان بی مخ این روزها چقدر زیادند ونزدیک ...خدایا...من این روزها روی پشت بامم و تو را فزیاد می زنم تو کجایی؟...بترس از ستم بر فریاد خواهی که فریاد رسی جز تو ندارد... در ادمه مطلب: نامه میرحسین به شورای نگهبان- بیانیه کروبی – بازخوانی نامه ابراهیم نبوی به ابطحی در سال 84 خبر: سخنگوی دولت در همايش قوه قضایيه عنوان کرد؛ برخورد شديدی با مردم صورت نگرفته است! etemaad.ir غلامحسين الهام با تاکيد بر اينکه برخورد شديدي با مردم در درگيري ها و آشوب ها صورت نگرفته است، گفت؛ هر کس که کتک خورده مي تواند به دادستاني برود و شکايت خود را مطرح کند
+ نوشته شد در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 1 قبل از ظهر  توسط میم درمحاق...  | 
 

ایران آبستن روزهای غریبی است

دعا می کنم

فقط دعا می کنم

مگر به معجزتی...

 

بیانیه شماره ۸ میر.حسین در ادامه مطلب:

 


ادامه نوشته
+ نوشته شد در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 2 قبل از ظهر  توسط میم درمحاق...  | 
 

...

چاره ای نمونده جز

 رفتن و رفتن

انگار این رو رو پیشونیمون نوشتن

که سفر تقدیر ماست

 واسه همیشه

ما همینیم

جنگل بدون ریشه...

گفتم؟گفتم  همان موقع که هنوز رای گیری نشده بود و همه طرفدارکروبی بودند و میرحسین... جشن قبل از پیروزی بود انگار و از جمعیت سبز پوش توی ورزشگاه سر آدم گیج می رفت، ناگهان عیشم طیش شد...چشم هام خیس شد و نفسم گرفت؟ اون جلو ایستاده بودم و تا از در خبرنگارها آوردندش ...اون هیکل رشید را ۳نفر زیر بغلش را گرفته بودند... می خواستم گوشه ای بنشینم و زار بزنم...سعید حجاریان را می گویم ،حالا دوباره توی وبگردی چشمم به این نوشته افتاد ...یک هفته است همه دغدغه کسانی اند که در زندانند... میانسال ها همه مریض (که یکی شان از بستگانم است )و بدتر از همه حجاریان ...و جوان تر ها...شکنجه جنسی...حتی حرفش هم مو به تن آدم سیخ می کند...

متن نوشته ابراهیم نبو.ی در ادامه مطلب

انتشار عکس یکی از اغتشاش گران در بالاترین

 

 


ادامه نوشته
+ نوشته شد در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 1 قبل از ظهر  توسط میم درمحاق...  | 

...

چرا فکر می کنید اوضاع آرامه؟

چرا فکر می کنید من شلوغش کردم؟

چرا ؟

من جز این نوشتنها چه چاره ای دارم؟

وقتی بعد از  27سال برای اولین بار اشک پدر را دیدم ...نه در فوت مادرش گریست، نه وقتی وحشتناک ترین دردها را بر تخت بیمارستان با بدن پاره پاره کشید و نه وقتی عزیز ترین دوستش از جراحات شیمیایی شهید شد...مگر می شود تن رنجور او را و نگاه هایش را که هیچ وقت چشم های درشت و زیبایش را می دزدد و قتی که سرگردان و آواره سایت ها و وب ها را گز می کند و وقتی به دوستانش زنگ می زنند تا خبری از جایی بگیرد ،وقتی که  نفسی برای کار برایش نمانده است، جوانی اش رفته ،زندگیش رفته... سلامتی ش رفته، ثروتش رفته و حال فهمیده به هیچ و به پوچ که بچه هایش را و زنش را هم، در خیابان کتک می زنند ...که ناکسان زنگ می زنند تا شیوه تربیت بیاموزندش که چرا آزادی داده ای تا فرزندانت به موسوی رای دهند و از او دفاع کنند....

صفحه سایتی را باز می کند تصویر علی فضلی است و خبر اخراجش...از اتاق بیرون می روم... بر که می گردم چشم هایش خیس است...برای اولین بار در عمرش.

نکته: خیلی عذر می خواهم ولی شما که درکمال آرامش در شهرستان ها نشسته اید ومنتظرید که تهران لنگش کند... همیشه لب به اعتراض می گشایید که چرا همه امکانات برای تهران است؟ بفرمایید این امکانات! شما هم هزینه اش را بپردازید! (این جمله مخاطب خاص دارد خواهش میکنم به خودتان نگیرید.)

 

نوبت به ناصرالدین شاه که رسید

عکسش را در قلیان ها سوزاندند

نوبت به توکه برسد...

                                                         مسعودبهروان

 

امروز پس از آنکه سخنگوی شورای نگهبان اعلام کرد که بعد از بازشماری صندوقها آرای آقای  رضایی کمتر هم شده ! در سایت اینترنتی تابناک وابسته به آقای محسن رضایی با عنوان” سخنگوي شوراي نگهبان خلاف گويي مي كند ” چنین نوشته شد :”دكترعلي احمدي نماينده محسن رضايي برای پيگيري شكايات انتخاباتي، در واكنش به اظهارات سخنگوي شوراي نگهبان اعلام كرد ، بازشماري آرا به دليل عدم همكاري شوراي نگهبان و وزارت كشور در هيچ يك از استانهاو حوزه هاي مورد توافق صورت نگرفته است.وی در پایان گفته :البته اگر آقايان اظهارات خلاف واقع را تكذيب نكرده و به چنين سخناني ادامه دهند آن موقع مجبور خواهيم شد مكاتبات با شوراي نگهبان و دلايل و مستنداتي كه منجر به انصراف و عدم پيگيري آقاي رضايي از بازشماري آرا شده است را منتشر کنیم تا ملت شريف ايران در جريان حقايق اين اقدام و وقايع پشت صحنه آن قرار گيرند.

نماينده دكتر محسن رضايي در شوراي نگهبان ضمن هشدار و انتقاد از سوء استفاده برخي از افراد و رسانه ها از ايثار ، صبوري و متانت ايشان ، تاكيد كرد : ما حق پيگيري و شكايت از خاطيان و متخلفان احتمالي حقيقي یا حقوقي انتخابات دهمین دوره رياست جمهوري در مراجع قانوني و قضايي وفق اصول 34 و 159 قانون اساسي و ماده 94 قانون انتخابات ریاست جمهوری كشور را براي خود محفوظ مي دانيم.”

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=52925

+ نوشته شد در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 0 قبل از ظهر  توسط میم درمحاق...  | 

...

تاکتیک های اطلاعاتی به معنای بازی ها و تدابیر و مانورهای قدرتی بر اساس دستکاری در اطلاعات می باشد...از جمله این تاکتیک ها:

تاکتیک کنترل دسترسی:

به معنای کوشش برای دسترسی مقام مافوق به اطلاعات و د رنتیجه کنترل اطلاعاتی است که وی دریافت می دارد...مدیران اجرایی طراز اول و  منشیان سطح پایین هر دو این بازی را بخوبی می دانند.

 تاکتیک اجبار به دانستن (cover your ass)

که بازیکن بازی قدرت مطمئن می شود که به دیگر بازیکن نیز اطلاعاتی د اده شده است بطور یکه اگر همه چیز بهم بریزد او نیز بتواند سهمی از بار گناه را بر دوش بکشد.

 

تاکتیک نیاز به ندانستن:

این تاکتیک توسط زیر دستان برای حفظ مافوق بکار می رود و رهبر را در موقعیتی قرار می دهد که اگردردسری درست شدبتواند ادعا کند که بی خبر بوده است. در اثنای تحقیقات ایران گیت لطیفه ای د رواشنگتن دهان به دهان می گشت که این نکته را بخوبی بازگو می کند:

سوال: برای وصل کردن لامپ برق د رکاخ سفید چند وردست لازم است؟

پاسخ: هیچی .همه دوست دارند ریگان را در تاریکی نگه دارند.

(کتاب جابجایی در قدرت،الوین تافلر،ص 415)

 سوالی که در این میان مطرح می شود:

 برای وصل کردن لامپ برق د ربیت رهبری چند وردست لازم است؟

لینک گاردین :(متن در ادامه مطلب)

لینک :عکسی که خیلی ها مشتاق دیدنش بودند!

                                                           

 


ادامه نوشته
+ نوشته شد در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 8 بعد از ظهر  توسط میم درمحاق...  |