تبليغاتX
تبليغات X
قدغن
ورنه کو برگزیده ای که شاعرتر از این تشنه خلاص از قاف و غین این همه قدغن بگذرد
...

می دونی چیه؟

« علی بی غم»

نه بچه هاش پاپتی ند

نه دفتراش خط خطیند...

یک من ونیم من

نمیگه

یه جو به ارزن نمیده...

علی بی غم

به حرف شیطون ورپریده

رخت شبو پوشیده...

 


لطفا یک فیلترشکن خوب به من بدهید.لطفا

 

+ نوشته شد در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط میم درمحاق...  | 
...

                 


یک لینک از جملات قصار آقای رییس جمهور: "خوب ما با شجاعت آمديم بساط را بهم زديم و يک چيز انقلابي گذاشتيم جاش."

 این هم از نیروهای نظامی و حافظ امنیت کشورمان:"تهدید برای ما نعمت است".

این عکس را هم ببینید.

+ نوشته شد در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 4 بعد از ظهر  توسط میم درمحاق...  | 
  ...

 چه اسفندها دود کردیم آه

برای تو ای ماه اردیبهشتی

که گفتند همین روزها می رسی از همین راه...       

پ.ن۱: گویا نارسیس گرفتم که این شعر را گذاشتم واسه تولد خودم!

پ.ن۲:کسی می دونه من آخرین بار کجا گم شده ام؟

پ.ن۳: دیشب یه پست نوشتم به اسم ویار روز تولد ، دری وری بود گذاشتمش توی ادامه نوشته! ااین هم کادو خودم به خودم:                             

                             

پ.ن ۴: داشتم از وسط پارک رد می شدم که پیرمردی ژولیده یک شاخه گل رز چید من که داشتم نگاهش می کردم می خواستم خفه اش کنم!آخه کلی غنچه به اون شاخه گل بود.از کنارش که رد شدم گل را طرفم گرفت و گفت « بیا دخترم»!! 

پ.ن ۵:

من از این دنیا چی می خوام؟

دو تا بال برای پرواز...


ادامه نوشته
+ نوشته شد در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط میم درمحاق...  | 

يك مراسمي بود توي دانشگاه تهران، سخنران حداد عادل بود تريبون آزاد نبود اما نمي دونم من چرا پشت تريبون رفتم؟!

با هيجان ( از نوع هيجان هاي بچه گانه دوران ليسانس) پرسيدم:

- آقاي حدّاد! شما 4 سال هر سازي رييس جمهور زد باهاش رقصيديد، جاده صاف كن دولت بوديد،گذاشتيد خون مردم را بكنند توي شيشه، يك كار مفيد نكرديد، حالا كه بوي گوشت! صندلي رياست جمهوري به مشامتون رسيده!!منتقد و مخالف و سنگ انداز دولت شديد؟آنقدر كه ا.حمد.ي نژاد بهتون نامه مي ده و از كارشكني هاتون و مخالفت هاتون با دولت شكايت مي كنه ؟ واقعا شما در مورد مردم چي فكر كرديد كه يه مشت نفهمند و راستي راستي هيچي حاليشون نيس؟مردم از دست شما شكارند!

در همين لحظه جناب حداد از آن لبخندهايي كه مي زنه و دندون هاش پيدا ميشه و آدم ياد آدم هاي بد فيلم هاي ترسناك مي افته زد و گفت:

- خانم اين كلمات « شكار شدند» توي اين جمله يعني چه ؟ توي ادبيات فارسي اين جمله جايگاهي نداره...!!!

من را مي گي يك دفعه گر گرفتم و گفتم:

- شما مملكت رو هم با همان فرهنگستان ادب فارسي اشتباه گرفتيد آن همه سال به ادبيات – ديديد- ( حرف اول كلمه ر!) و 4 سال به مجلس ديديد و هنوز بستون نيست مي خواهيد رييس جمهور هم بشويدويك جا به مملكت بدينيد؟!!!

Wooow!

اينجا بود كه ناگهان از خواب پريدم وديگه نتايج بعد از آزادي بيان را نديدم...اينم ثمره خبر خواندن آخر شب، شب سراب خمارت كند به بيداري!!

 

پ.ن۱: من در روز و در حالت عادي بسيار به ندرت ودر حد صفر از كلمه بدرد بخور و با مسما(؟) ديدن (به حرف اول ر!)استفاده مي كنم حالا توي دانشگاه و پشت تريبون و در حضور مقام عظماي رياست مجلس آن هم از نوع اديبش؟...به هر حال آزادي بيانش حال داد!

پ.ن۲: ديگه اينكه در بي داري جمله « واقعا شما در مورد مردم چي فكر كرديد كه يه مشت نفهمند ؟»واسه خودم هم محل اشكال است!

پ.ن۳:نكته خواب:حداد عادل مي خواد رييس جمهور بشه!

پ.ن۴: « مردم از دست شما شكار شدند» يعني عصباني شدند و جونشون به لبشون رسيد را خيلي خوب

اومدم!

پ.ن۵: اووووووم...به به!

+ نوشته شد در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 11 بعد از ظهر  توسط میم درمحاق...  |