چه کسم من چه کسم من ؟که بسی وسوسه مندم
گه از آن سوی کشندم ، گه از ین سوی کشندم
نفسی آتش سوزان ، نفسی سیل گریزان
ز چه اصلم ز چه فصلم ؟ به چه بازار خرندم ؟
نفسی همره ما ، هم نفسی مست الهم
نفسی یوسف چاهم ، نفسی جمله گزندم
نفسی رهزن و غولم ، نفسی تند و ملولم
نفسی زین دو برونم ، که بر آن بام بلندم...
یک سوال:کسانی که ادعا می کنند شخصیتشان شکل گرفته واقعا قابل تغییرنیستندیا یان حرف فقط بهانه آنهاست؟ ما ها که هرنفس درتغییریم ،شخصیتمان شکل نگرفته؟اگرشکل نگرفته کی پس شکل می گیرد؟اصلا توی وجودآدم ثبات وجود دارد؟اصلا توی کل این سیستم ونظام ثبات وجوددارد؟اگرندارد چطورعده ای مدعی اند شخصیتشان شکل گرفته وتغییرناپذیرند؟ و اگردارد ژس ما کی به ثبات می رسیم؟
اما:
کلی متن نوشته ونزده روی وبلاگ وتاریخ مصرف گذشته ...خرابی کامپیوتر بهانه ا ست وقتی هرروز ازدم کافی نت ردمیشی...یکی درمیان باشگاه رفتن، درس بهانه ست وقتی دیگه مریم خانم توی باشگاه نیست...و وقت نداشتن او بهانه است وقتی معلم است و سه ماه تابستان تعطیل...یک معلم توی جامعه ما هنرکند دخترش را به باشگاه بفرستد خودش ییشکش...وقتی اسم دختر18ساله مریم خانم توی لیست والیبال هست واسم خودش توی بدمینتون نه...اولین بارکه با راکت من بازی کرد گفت «اگه حسابی پس اندازکنم شاید بتونم 10ساله دیگه همچین چیزی بخرم »بعدخندید وگفت« می گذارمش توی برنامه 10 ساله دولت!» قرارگذاشته بودیم مسابقه بعدی حال مربی را بگیریم وباخت را بهش بچشانیم که خوب دیگه نیامد...
یکی ازچیزهایی که نوشته بودم ودوستش داشتم ونزدم یه مقاله بود مقایسه ایران وآلمان به بهانه جام جهانی آلمانی که بازمانده ومغلوب یک جنگ ویرانگربود وروی همان خرابه جنگ چنان بنای عظیم اقتصادی ای ساخت وچندسال پس ازجنگ به همراه فرانسه پایه ریز اروپای متحدشدبا ایرانی که بعداز8سال جنگ تا روزگارروزگار است بهانه تمام مشکلات و مصائب را جنگ خواهدکرد...اینکه کاش ما درحدوسع خودمان از تجربه دیگران استفاده می کردیم وقائل به رفتن میلیونهاراه نرفته نمی شدیم...واینکه ما به راحتی میتوانیم طبق ذهنیات خودمان واصول قهرمان پرستیمان موفقیت آلمان را وجود آدنائر کنراد و کنرادهایی بهانه کنیم که پس ازجنگ دوم جهانی درآلمان ظهور پیدا کردند،بدون توجه به روش ها ورفتارها منش های یک کشوری که ازصفرشروع کرد درزمانی که رقیبان او 20بودندوبه زیرکی حتی ازرقیبان خود کمک گرفت واستفاده کردتا به چنین جایگاهی برسد...
راستی شاید تله پاتی این افکارمن بوده که تو خواب دیدی با آنجلا مرکل (زنی که دوست می دارم)کله پاچه می خوردی!
یک متن دیگرهم درباره کاشان بود و مردم آن، دوهفته پیش بازبه آنجارفته بودم عکسهایش را درپست بعدی میزنم...
مادرم می گوید۱۸تیرآمدورفت وهیچ اتفاقی نیفتادومن به این فکرمی کنم که چه اتفاقی بایدمی افتاد؟
|