|
و چای
دغدغه عاشقانه خوبی ست
برای با تو نشستن
بهانه خوبی ست....
¤ سالها هر دو هفته یکبار، سه روز در کنار دریا بودن ، بعد یک وقفه ۳ساله افتادن ...دوباره دریا را دیدن ، داشتم فراموش می کردم دیگه...
¤ کنار ساحل نشستن و دیفونه در دویست قدمی بودن، اما هیچ راه دررو و تو رویی نداشتن ...هوس سیگار و لبها، هوس ستیزه جویی کردن و به هر دری زدن و تا ساعت ۲ نصفه شب منتظر تو ساحل نشستن تا اون یه راه هوایی، زمینی، دریایی پیدا کنه و حصارها و نگهبان را دور بزنه ...بی فایده ...دست از پا دراز تر برگشتن و با طلوع آفتاب لج کردن وتا دم ظهر خوابیدن ...
خلاصه اینکه گویا توی ارتحال دی کل مملکت روشن بود ، ما به تاریکی چرا!؟
¤ ظهر هرکس به تماشایی رفتند به هر جایی!
ومن و مانی هم زدیم به آب و چند ساعت بعد که برگشتیم دیدیم پدر بزرگوار که طی چندین روز گذشته به علت اینکه تصمیم گرفته بودند یکی از ـ ضرورتهای زندگی من راـ تعیین کنند! و من زمین و زمان را بهم دوخته بودم و قهر نموده بوده بودیم ، مهربان گشته اند! گویا بعد از به دریا زدن ما دیده بودند که امبولانسی با سرعت به همراه یک سواری، سوت کشان به طرف ساحل می آید و هر چه تلفن من را می گرفتند خاموش بوده و ایشان ترسیده بودند که من را از دست داده اند و دلشان به رحم آمده و با نقل این حکایت ناله از نهاد همگان برآمد و بر شفقت ایشان گریستند!!
¤ شاعرها پیامبرانی دیوانه اند، بدم میاد از کسایی که آنها را قاطی بازی هاشون می کنند، مخصوصا کثیف ترین بازی ها یعنی سیاست...
نادر ابراهیمی هم رفت، اینبار هم بهش دیر رسیدم که بگه:
« های
عشق به دیگری ضرورت نیست حادثه است
عشق به وطن ضرورت است نه حادثه
عشق به خدا ترکیبی است از ضرورت و حادثه» .
بی بی سی یک نظر خواهی گذاشته تحت عنوان « اگر می توانستید نویسنده ای را به زندگی برگردانید» چه سوال سختی...راستی کی را؟من حتی جرات رفتن به قطعه هنرمندان بهشت زهرا را هم ندارم...
خبر:
¤ اعتصاب دانشجویان دانشگاه تربیت معلم همچنان ادامه دارد.
¤ وقتی کفتارها به جان هم می افتند.
¤ اعزام سه نوجوان به قرنطینه برای اجرای حکم اعدام.
¤ نيروهای انتظامی کارگران هفت تپه را شديدا مورد ضرب و شتم قرار داد.
¤ پیش نویس بیانیه اسلوونی؛ هشدار به تحریم بیشتر ایران
¤ اکونوميست: نرخ تورم در ايران امسال به ۲۵ درصد میرسد،
¤ انتقال دارایی ایران از اروپا به آسیا
¤ حالا که خوب می دونی
دلم هواتو کرده...
|