تبليغاتX
قدغن
 
   
     
 
 
  ...

در این مکان قرار است به زودی

 یک عاشقانه

 نوشته شود.

 

 
 
   |    میم درمحاق...
 
 
 

 ...

صبح کله سحر که  از خواب پا میشم می رم سراغ کمد، پولا رو لابلای آرشیو فیلم گذاشتم تا پدر خوانده و آخرین مرد روی زمین و ملینا و جیا و مردمان بزرگوار داگ ویل! و همه همه مواظب پولهام باشند! هر بار که خبر واگذاری سهام یک شرکت را می دهند هوسم می گیره برم یک کمی بخرم!بیشتر از همه مخابرات و حالا ذوب آهن اصفهان...پول ها را از جناب مایکل کرلئونه می گیرم و می شمارم و گوشیم را در می اورم می زنم روی ماشین حسابش یک میلیون یورو (باقیمانده از سفرایتالیا) ضربدر...ضربدر چند؟آخرین نشریه شهروند امروز رو از روی کتابها و کاغذهای تلنبار روی میز می کشم بیرون و قیمت یورو رو نگاه می کنم البته اول یاد قوچانی می افتم و یاد دکتر نعیمی فرد که میگه تا این و بهنود و ... هستند جایی واسه ما (تحصیلکردگان ارشد ارتباطات! )نمی مونه اولین مقاله ش را که سالها پیش خوندم چی بود ؟ «من به خاتمی رای دادم» و یا یه همچین چیزی، احساس کردم اومده جای ما رو تنگ کنه! آخرین ش را هم که خوندم احساس کردم دیگه خیلی جای ما رو تنگ کرده!!!این گفتمات را هم از خواندن سایتهای اپوزوسیون یاد گرفتم... ای بابا چی می گفتم؟ دوباره از اول:

صبح کله سحر که  از خواب پا میشم می رم سراغ کمد پولارو لابلای آرشیو فیلم گذاشتم تا پدر خوانده و آخرین مرد روی زمین و ملینا و جیاو مردمان بزرگوار داگ ویل و همه همه مواظب پولهام باشند!هر بار که خبر واگذاری سهام یک شرکت را می دهند هوسم می گیره برم یک کمی بخرم!بیشتر از همه مخابرات و حالا ذوب آهن اصفهان...پول ها را از جناب مایکل کرلئونه می گیرم و می شمارم و گوشیم را در می اورم می زنم روی ماشین حسابش یک میلیون یورو ضربدر...ضربدر چند؟آخرین نشریه شهروند امروز رو از روی کتابها و کاغذهای تلنبار روی میز می کشم بیرون و قیمت یورو رو نگاه می کنم باید ضربدر 1450 تومان کنم ...ماشین حساب

Errorمیده! میگه قادر نیست اینقدر مال رو حساب کنه! خواب از سرم می پره یعنی من با این پول می تونم کلی از سهام  ذوب آهن رو بخرم؟ دوباره می زنم دوباره   Error میده...پا میشم میرم آبی به صورتم می زنم و چایی دم می کنم و شبکه خبر را روشن می کنم  . اینبار شروع می کنم با دست حساب کنم بازم خیلی میشه...از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون من سواد خوندن صفرهای زیاد پول را ندارم و توی بانک همیشه از متصدی کمک می گیرم اگه مانی و چیتا نباشند...به همین مناسبت اول به خودم شک می کنم و به خودم می گم هی تمرکز کن!بعد که تمرکز می کنم خیلی محترمانه چند تا فحش چارواداری به خودم می دم و میرم دنبال وبگردی ...آخه عاقله خانم! هزار یورو را زدی یک میلیون یورو بعد هم ضربدر 1450 تومان هم کردی؟سهام توالت های علی آباد می افتم شاید بتونم تعمیرشون کنم و ویه خدمتی هم به صنعت توریسم کشور ارجمند کنم...البته اگر وضع دولت فخیمه و کشور جریده!و دزدان دریده به همین منوال پیش بره شاید بعدها با ۱۰۰۰یورو هم بشه کاری کرد!

 


لینک بازی:

۱. جای پای کی؟

۲.نامه به صاحب جای پا!

۳.دختران باکره!

۴.ریگی کیست؟

 


ایران برای همه ایرانیان:

عکس های سفر به ایران شهر، زابل و راسک:

 

              

 

                            

 

                


پ.ن:توی این پست یک اشتباه فاحش عمدی وجود دارد!

 

 

 
 
   |    میم درمحاق...
 
 
   

من دارم غرق میشم و تو

آب را برام تشریح می کنی...

 

 

 
 
   |    میم درمحاق...
 
 
   ...

این تصویر در جواب دوستی است که به این نتیجه رسیده که زنها هر چقدر هم شبیه مردها باشند آخرش ونوسی هستند و مردها مریخی(یا برعکس؟!) و اصول گرایی من در زمینه جنسی را ناشی از   خط کشی های ذهنم(خط قرمزها)  و البته نتیجه عملکرد حاکمان!! می داند.

                               

البته همیشه حق استثناءها محفوظ است، اما تجربه تاریخی ذهن من این را ثابت کرده است...چی گفتم...چی می گیم؟همیشه تناقض!

من دچار اصل عدم قطعیتم در دنیا هیچ truthی وجود ندارد چه دهشتناک چه لذت بخش(عکس دهشتناک لذتبخشه؟اینم قطعی نیست)من ۵ سال فیزیک خواندم بعد سر از ارتباطات در اوردم پس هیچ چیز قطعی نیست حتی اصل اصلی هایزنبرگ!

اما بیایید تعهد عشق را با اصولگرایی اشتباه نگیریم...تو که می تونی راحت از خیانت به همسرت حرف بزنیو این را نتیجه عمل نکردن رفتار حاکمان روی خودت بدونی...نه! خیانت همه جا همه زمان و در طول تاریخ همین معنی را داشته...و تعهد هم ...نمی دونم جای اصل عدم قطعیت کجای کاره...اما تعهد به عشق، تعهد به دوستی و تعهد به تعهد را با هیچ چیز اشتباه نگیر حتی رفیق بازی  ...هر چند من معتقدم رفیق با مرام همه چیزش را پای رفاقت می گذارد...و هر چند واژه رفاقت با دوستی برای من تومنی میلیارد یورو توفیر دارد...دوستی باید سفرها کند تا به رفاقت برسد...این را هم خودم اصل کردم...وجای اصل عدم قطعیت درش؟نمی دانم...


¤ ای همه استثناء، ای رفیق

دستهای گرمت ناتمام

پروژه لعنتی ات تمام باد! 


این خبر  هم به مناسبت سالگرد اعدام های  سال ۶۷ و ۶۸ در زندان ها:

            «اعدام یعقوب مهر نهاد روزنامه نگار و فعال حقوق مدنی در زندان ».

این بازی همیشه کثیف است جنداله سربازها را می کشد و نظام روزنامه نگاران را.

این هم وبلاگی که دیگر هیچ گاه به روز نخواهد شد:

                                                وبلاگ مهرنهاد

این هم  برای دل خودم:

از من نپرس خونه م کجاست تو این همه ویرونه

ای هم قبیله چی بگم؟

قبیله سرگردونه...

ما دربه در  تر از همه

هم خونه بی  خونه

غربت ما دیار  ماست

خونین ترین   ویروونه

دربه دری فال تو بود اما نصیب ما  شد

کودک نازاده ما به دست ما کفن شد

از من نپرس درد دلم، شکسته   سنگ   صبور

خاطره هام ویرونه هاست، قصه ها زنده به گور

چه آرزوهایی که نمرد

چه سینه هایی که نسوخت

کسی دیگه تو این دیار رخت عروسی ندوخت...

                                        

                                          این هم عکس دختر یعقوب مهر نهاد...

 
 
   |    میم درمحاق...
 
 
 

...

من از این دنیا چى میخوام

 دو تا صندلى چوبى
که من و تو رو بشونه ، واسه گفتن خوبى

من از این دنیا چى میخوام

یه  جعبه مداد رنگى
بکشم رو تن دنیا رنگ خوبى و قشنگى

من از این دنیا چى میخوام

دوتا بال برای پرواز...

پ.ن۱: سطح انتزاع زبان کجا وسطح انتزاع واقعیت؟! واقعیت اینه:این روزها تنهایم وخسته...راستی هیوا!

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد؟ غربت و وطن نداره...

پ.ن۲: انتزاع، فرایند انتخاب برخی جزییات و کنار گذاشتن جزئیات دیگر است. پایین ترین سطح انتزاع سطح فرایند است که در آن هیچ جزییاتی کنار گذاشته نمی شود.


                     

سکوت تب دار عصرهای تابستان امسال ، با صدای این بچه ها هرروز ومکرر شکسته می شود، دخترکان بی خبری که بسیار عجله دارند زودتر مادر وخاله بشوند...و بر عکس همیشه بازی هایشان من را بر سر ذوق نمی آورد...از رژیم غذایی می گویند و مرکز خرید...از لباس باربی هایشان و مدل ماشین هایشان ...بی خیال.

 

 
 
   |    میم درمحاق...
 
 
  ...

غذا که تموم شد و می خواستند میز را جمع کنند، شوهر عمه نگاهی به غذای باقی مانده توی بشقاب دختر و پسرش کرد، اخم هایش در هم رفت و بعد داد کشید« شما خیلی بدبختید!خیلی بد بختید که بعد از بیست و پنج سال سن هنوز اندازه شکمتون را هم نمی دونید...خیلی بدبختید که حتی این کوچکترین شناخت رو هم هنوز از خودتون ندارید...»!!

ومن چند روز است به ـ اندازه خودم ـ فکر می کنم به شناخت از خودم و اینکه من هم خیلی بدبختم و شوهر عمه نفهمید هرچند چیزی ته بشقابم نمانده بود!


این روزا

یکی سردشه

یکی همش شده زمستون... 


« ما بدهکاریم

به کسانی که

صمیمانه از ما پرسیدن

«معذرت می خواهم چندم مرداد است؟»

و نگفتیم

چون که مرداد

گور گل خونرنگ دل ما بوده ست».

                                                                                   حسین پناهی

 

 
 
   |    میم درمحاق...
 
 
     
 

pctfx3.3

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور