تبليغاتX
قدغن
 
   
     
 
 
  ...

دووووف! دووووووووف! دوووووف!

این دفعه اما صدای تفنگ بازی شایان کوچوکو نبود

نیمه شب بود و من یک دفعه با این صدا از جاپریدم

و بلافاصله صدای زوزه دردناک سگ ها

فکر کردم مراسم سالیانه سگ کشی شهرداری است اما دلم به هم ریخته بود  و هی سعی می کردم خودم را دلداری بدهم: نه! تو خواب دیدی صدای ناله سگ نبود صدای شلیک نبود...

واقعا هم صدای ناله سگ نبود صدای ناله روباه بود!

جریان از این قرار بود که دو نفر با وانت وارد شهرک شده بودند از جلوی خانه های ما به روباه های سرگردان توی تاریکی شب تیراندازی کرده بودند زمستان است دیگر!آدم ها به شال گردن دم روباه نیاز دارند...

وانت با سرعت شهرک را ترک می کرده که بروبچز بسیجی گرفته بودندشان و تا صبح در مسجد محل زندانی شان کرده بودند...حالا مگر چیزی از غصه من از مرگ این دو تا روباه که نمی دانم مادر و بچه بودند، همسر بودند ...کم می کند؟

قسمت عذاب وجدان ماجرا اینجاست که ما پایین بلوک چندتا گربه داریم که همیشه خدا هم نگاهشان به آسمان است !البته نه انقدر بالا تا خدا!...تا پنجره تراس ما...

همیشه ته مانده غذا اعم از مرغ و گوشت و استخوان را از همین بالا به سمت باغچه برای روزی اینها می فرستیم...اگر شبی ته مانده غذایی نمانده باشد خوب من عیار می شوم و وقتی همه خوابند به یخچال و فریزر دستبرد می زنم و گوشت خامی، ران مرغی، ماهی ای... خلاصه پرت می کنم برای گربه ها ، غافل از اینکه نیمه شب اینها روزی روباه ها می شده است و من این دربدر ها را به شهرک می کشانده ام و به کشتنشان دادم

 
 
   |    میم درمحاق... ادامه نوشته ... | 
 
 
 

...

می گویم  اگر نتوانم کرسی استادی را بگیرم می روم مدرسه ای جایی ...اول ابتدایی و سوم دبیرستان هم ندارد من عاشق درس دادنم...

دود غلیظ غلیان را بیرون می دهد و می گوید « فکر کن که آموزش پرورش تو رو توی سیستمش راه بده»!

بقیه حرفهایش را نمی شنوم، نگاهش می کنم

 به چشم های آغشته از آرایش خلیجی، طرز لباس پوشیدنش در یک محیط علمی، مانتو کوتاهی که فاق شلوارش را نمایان می کند و حتی سایز اجزای بدنش را که وقتی سر کلاس جلوی استادها می نشیند و چشمهای سیاهش را خمار می کند...شیوه نمره و گرید گرفتنش از اساتید مرد...فسادحاکم بر تفکراتش که با شناخت از نزدیک دیوانه ات می کند، حسادت، دورویی و آتش به پا کنی ای که به هیچ کس رحم نمی کندوالفاظ رکیکی که در گفتگوی عمومیش به کار می برد...

با خودم فک می کنم

سیستم آموزشی ای که بچه های مردم را زیر دست تو سپرده بدون شک من را راه نمی دهد.

 


دل نوشت:

دلم گرفته است

دلم می سوزد از باغی که می سوزد.

این اولین باری بود که نمی خواستم مشترک  باشیم، تو گناهی نداشتی....

« به رغم همه آن چیزها که به جز وهمی نیست دوستت می دارم

برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی دارم

تو می پنداری که شکی، حال آن که به جز دلیلی نیستی

تو همان آفتاب بزرگی که در سر من بالا می رود

بدان هنگام که از خویشتن در اطمینانم»...


پ.ن۱:بعد از 2سال 5شنبه که به خانه مان آمده بودی تازه فهمیدم چقدر  جایت در زندگیم خالی شده بود فرزان...فهمیدم که نبودن تو و دوستانی که در شهرستانند من را به معاشرت با خیلی از ناکسان و نامحرمان کشانده.

ما

چو گلدان خالى لب پنجره

پر از خاطرات ترک خورده ایم... 

پ.ن۲:شایان 6ساله ما  اومده و میگه «میم! این پدر مادرها راسّی راسّی نمی فهمند؟» میگم «چی رو»؟میگه «اینکه نباید بچه درست کنند»! خیلی از اون روزی که التماس می کرد که بادبادکی که برایش خریده بودم را رها کنم که برود پیش خدا تا همه خوشحال شوند گذشته است...با خودم فکر می کنم اگر من بچه ای داشتم و روزی این سوال را از من می کرد چه خاکی برسرم می کردم؟

 

 
 
   |    میم درمحاق...
 
 
 

...

پاتوقمان را دوست دارم

شاید چون من را  یاد سیب نقره ای می اندازد

تنها جایی در دارالمومنین که آن روزها دود ممنوع نبود و دوست داشتن

و چشم در چشم...

چشم در چشم تنهایی نشستن 

و ساعتها نوشتن...

پاتوقمان را دوست دارم

تریا کاره را

همانجایی که هیچ کس به هیچ کس کار ندارد

نه مشتاقان به نویسندگان

و نه بدخواهان به دوستان

...

اگرچه امروز تو روبروی من

اما در فکر جایی بودی که دختر میز روبرویی بود

غرق در خاطرات دانشجوئیت و آن روزها

می گویی «کارش از سیگاری گذشته 

کوکائین زده !

کره  را باید دریابد! »

و دوست آن دختر هم همین را می داند چون می رود و دقایقی بعد با چلوکباب و البته کره برمی گردد

می گویی «انقدر پرچممان بالا هست که با یک نگاه بفهمیم کی چی زده!!!»

خط نگاه نئشه و عجیب دختر  را سیر می کنم، به چشمان تو ختم می شود

انگار فهمیده که تو می فهمی که الان کجاها می پرد...

می گویی « فازداره تا فاز...اما وای که اگر فاز مرگ بگیردت! »

چشمانت برق می زند و لپ هایت گل می اندازد، درست مثل همان روزها ی دانشگاه که از در که می آمدی و می رفتی بوی عطرت, خنده های بلندت و برق چشمانت می ماند تا ساعتها...

وتو می رفتی تا بنویسی...

من امروز اگرچه روبروی تو امّا در اندیشه دخترک هفت هشت ساله زیبایی بودم که سر میز کناردیوار مادرش گویا بر سر قرارداد با ناشری چانه می زد و او روی میز کناری یک خط مشق می نوشت و دقیقه ها آدم های میز های دیگر را زیر نظر می گرفت...

و بعد الکی سرفه می کرد و به مادرش می گفت از بوی سیگار اینهاست!

تو می خواستی جای دختر باشی و من جای دخترک

چه قصه ای از تویش در می آید!

                                   


خواندنی: سرنوشت آن وزیر زن...
لینک خبر:

افزایش تا 400درصدی قیمت نان!

 بهای نفت 37دلار؟

می توان ایران را 3سال بدون نفت اداره کرد!

ایران جزیره ثبات اقتصادی!

نگرانی ایران از نقض حقوق بشر در فرانسه!

 

 
 
   |    میم درمحاق...
 
 
  ...

من امروز صدای بغض را شنیدم

نمی دونستم بغض هم صدا داره

اما امروز ۲ ساعت تمام توی حرف زدن، توی سکوت

صدای بغضش را می شنیدم

صدای بغض آنقدر لطیفه که می ترسی هر آن با تلنگری مربوط و نامربوط بشکنه

صدای بغض آنقدر ویرانگره  که هر لحظه می خوای از مقابلش بگریزی

صدای بغض

 کر کننده است.

 

 
 
   |    میم درمحاق...
 
 
 

...

صبح

خانه

بی کسی

چای داغ

انتظار

من

...

ظهر

خانه

قهوه

تنهایی

غصه ها

تو

...

بعد از ظهر

خانه

می ناب

سیگار

آغوش

زیبایی

من وتو

...

 

 
 
   |    میم درمحاق... ادامه نوشته ... | 
 
 
  ...

داشتم نگران می شدم

نشان به آن نشان که ۸۰ سال گذشته بود

و هیچ کس خبری از او نداشت!

                                        

پ.ن:لینک خبر پیداشدن pygmy در جزایر اندونزی.

 

 
 
   |    میم درمحاق...
 
 
     
 

pctfx3.3

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور