تبليغاتX
قدغن
 
   
     
 
 
   

ما کلی رفتیم دریا

هیچکی نبود

نه این ور:

                   

نه وسط:

                   

نه اون ور:

                   

راستی

پس این همه

جای پای  کی بود تو ساحل؟


پ.ن:تورو خدا  نترسید و بروید رای بدهید !بلاخره خدا بزرگه یکی  جدید پیدا میشه واسش جوک بسازید.

(به من چه! از الان تا خود انتخابات پیام رای بدهید! داریم ،حتی مرجان توی کانادا هم باید رای بده ، آدم عاقل که از یک سوراخ دوباره گزیده نمیشه؟میشه)؟ من به دستها و کاسه ها کار ندارم،می تونم از الان تا خود صبح  از بدبختی های فرهنگی  واقتصادی این دولت بنویسم اما بابا برید رای بدهید!)

 

 

 

 
 
   |    میم درمحاق...
 
 
  ...

اگه یکی از این جوجه خوشتیپا موهاشو درست نکته ،یا از دوست دخترش بی خبربمونه،یا اگه یه مدت هیچ کی بهش نیگانکنه، خداییش زه می زنه .

ولی آدمای زشت عینهومیمون زندگی شون مال خودشونه، زندگی هم که مال خود آدم باشه و هیچ کی به آدم محل سگ نذاره، اون وقته که معجزه میشه...

کتاب «یکبارش آدم را نمیکشه»، ترجمه نیک فرجام،جی دی سلینجر،ص۲۴

 

 

 
 
   |    میم درمحاق...
 
 
 

...

کوچولو بود و ناز...دست های قشنگش وچشم های سرمه ایش...دل کندن ازش خیلی سخت بود، اون هم روز تولدم ...چیتا می گفت هر چی بیشتر پیشمون بمونه دل کندن ازش سخت تر میشه ...اگه بزرگتر بشه دیگه نمیشه کاری کرد...اول گفتیم بدیمش به دوستی آشنایی کسی اما دیدیم طاقت نداریم جلو چشممون باشه !تازه اگه نخواهندش چی؟...چیتا می گفت اگه کسی بابت این کوچولو پول بده ازش بیشتر مراقبت می کنه اما من دلم نمی اومدم که!

گفتم خوب حالا یک کاریش می کنیم اصلا می دهیم حاجی(بابای چیتا ) پیشش بمونه، اما اون همون اول شونه خالی کرد ، گفت من خودم پیرم در اومده سه تا شون را بزرگ کردم!...انگار چاره ای نبود باید دل می بریدیم ...

بدبختی این بود که دختر بود، دست هر کسی نمیشد دادش...

با این نژادش اگه بزرگتر می شد دیگه جای خودمون هم توی آپارتمان نبود، تازه با این وضعیت تورم و منوی غذای عجیب غریب اون، اول زندگی بارمون بار نمیشد!

این شد که چیتا اونو برد در یک باشگاه زنانه توی باغ فردوس وگذاشتش سر راه ...و بعد منتظر موند که یک خانم ژیگولو که از بنزش پیاده شد و اومد بره توی باشگاه اونو با شیشه شیرش دید و گفت :«عزیزم تو چقدر نازی...اخه کی دلش اومده سر راهت بزاره !...»بعدش بغلش کرد و بردش داخل و من چیتا با دل خونبار اما مطمئن بودیم که حالا دیگه اسکندر، جاش امنه و پیش کسی هست که دوستش داره...یادش بخیر...ما اسم توله سگمون را گذاشته بودیم اسکندر، هرچند دختر بود!

پ.ن1:تمام راز این که من تمام سالها تولدم را یا تنهایی سر می کردم یا اینقدر شلوغ پلوغ می کردم با جشن، همین بود...من روز تولدم رسما یک دیوونه وحشی می شوم ...من را ببخش که ترکش هام امسال تو رو گرفت...آخه اون اردیبهشت ماهی ای که شاعر واسش گفته

«چه اسفند ها دود کردیم آه

برای تو ای ماه اردیبهشتی

که گفتند همین روزها می رسی

از راه»

من نبودم که!

پ.ن2:آخی الهی بمیرم ...بمیرم الهی آخی!

واسه این رییس . جمهور مظلوم، ثبت نام که می کرد گفت «من ستاد ندارم»!...برادرها خواهرها ثواب داره !بیاین بریم واسه این مرد مظلوم،ا.حمد.ی نژ.اد یک ستاد مردمی از همون هایی که 4سال پیش داشت بزنیم!جای دوری نمیره به قرآن!!!

 

پ.ن۳: من و تو کلاغ ها را دوست داریم بشون عادت کردیم می دونیم دکتر خانلری واسشون حرف در اورده که عمر ۱۰۰ساله دارند!اونها چند ساله جزء شاهد هاند،اینم شعری که تا حالا نشنیدی:

 

 
 
   |    میم درمحاق... ادامه نوشته ... | 
 
 
  ...

از صبح که پاشد افتاد به تمیز کاری، گردگیری تا جاروبرقی کشیدن...من که می دانم ادم باید چه مرگش باشد که صبح روز تولدش دست به چنین کارهایی بزند...به مانی پیشنهاد دادم که بهش پیشنهادبدهد دوستاش را دعوت کندخانه...دیگر وقتش است زندگی اجتماعی را یادبگیرد این برادر ۳۰ ساله!که حتی تحصیلات اولیه و تکمیلی اش را در رشته ای گذراند که مبادا دختری از چند قدمی اش رد شود یعنی عمران و این البته ربطی به ماخوذبه حیا و یا حتی مذهبی بودنش نداشت...بسکه! دردی دارد به نام وحشت از جنس مخالف، وحشت ازمکر ایشان فک کنم ۱۰ ساله بوو که یک سخن از امام علی یافته بود وبه شادمانی می خواند و البته جهان بینی اش را شکل داد! که « از مکر زنان بپرهیزید که صد مکر است و صدمین آن گریه است!»

خلاصه رفقایش امدند و گفتند و زدند و خندیدندو پیتزای متری پختند و خوردندو رفتند و فکر کنم اون دیگر خیلی لازم نداشت که شبش راهم با کار خانه سر کند!

من هم گوشه تنهایی ام نشستم و فکر کردم و فکر کردم و خدا می داند چه مرگم بود!به قول این واقعا دیفونه« از خدا که پنهان نیست ازشما چه پنهان دیگه خسته شدم ...از زندگی...»

پ.ن:اگر بهشتی وجود داشته باشدالان و این جا بهش گفته زکی!باران زمین وزمان را بهم دوخته از همین رو ست که من به جای حضور در کلاس جامعه .شنا.سی وسایل. ارتباط .جمعی (خیلی اسم دهان پر کنی است!)دارم می روم ولگردی در کوچه های دارآباد...ما که رفتیم

 راستی

بارون میاد

بین  من و تو

فقط یک سرسره راهه...

 

 

 
 
   |    میم درمحاق...
 
 
  ...

آلرژی داشت بیچاره!

آن هم به شوهرش

تا می دیدش

به جای اینکه کهیربزند

عطسه می کرد!

 

 

 
 
   |    میم درمحاق...
 
 
  ...

انگار دیگرنمی کشم

دروغ درمرام نامه من نیست...

دلم یک عاشقانه می خواهد

یک عاشقانه آرام

نه دل به درس می دهم ،نه کار ،نه زندگی

زیر آواری از سکون دفن شده ام

 

بزرگوارنوشت:

با این ۵۰ تومن آخری شد ۵۵۰ میلیون تومن ناقابل!هزینه  آخرین ریسک هایت..

پ.ن:

مادرما برای خودش پلیسی است!

برگه جریمه دارد

مادر سالها پیش با حدت و شدت وتعهد جماعت را جریمه می کرد

اما این روزها

«مامان اون پراید رو!»

«ولش کن بیچاره شاید قسط وامش عقب افتاد»

«آن کامیون چی ؟»

 «گناه داره توی این اوضاع اقتصادی! شاید دربدر شوفروشاگرده!»

اما از سرهیچ مایه دار لایی کشی!نمی گذره!

شایان نوشت:

- خاله!پیامبرها کی هستند؟

- کسایی که حرفهای خدارامی شنوند و بعد به مردم می گویند

ـ آهان خبرچینند!!

دل نوشت:

امشب حال مرا

تو

نمی دانی

ازچشمم حال مرا

تو نمی خوانی ...

چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم...


لینک: این تیترانگلیسی رجا نیوز را دیدید؟

 

 

 

 

 
 
   |    میم درمحاق...
 
 
 

...

رفیق 1 می دونم جایی که هستی وسط جهنمه لامصب!

می دونم هرلحظه ت میتونه مرگ باشه امازندگی کن چون من و تو یک جایی را داریم واسه پناه بردن که خیلی ها ندارند: عالم خیال...

رفیق تر از رفیق 1:

توی مشق هامون تمرین کرده بودیم مرام ما رفیق ما ورفیق مامرام ماست اما توی زندگی پاک یادمون رفت انگار!کابوس های شبانه مون وقتی واقعیت روزانه میشه که یک روز اولای اردیبهشت بجای اینکه هوا بهاری باشه ما از سرما به خودمون می لرزیم و پناه می بریم به پاتوق دوستی مان و همه چیز ناباورانه به این ختم میشود که میشه شمابگی چه سختی ای کشبدی و یک دفعه همه چیزفرومی ریزه همه چیز مثل سیگارتوی دستم دودمیشه وبالامی ره...یه بار به مانی برای مسائل کاری گفتم «فلانی منوسرکارگذاشت» خندیدوگفت «اون وقت کی توروسرکارنگذاشته؟»

دل من ساده ست به هربهانه ای سرکارمیره ...یک آن همه آوارگی خیابون ها همه دربدری ها حرص ها شب ها از فکررفیق و دردهاش نخوابیدن هامیاد جلوچشمم و خستگی همه این سالها می مونه توی تنم نفهمیدی چطورپبرشدم...همه دلخوشیم انصافت بود ...تو نمی دونی خیلی وقتها بیرون از گودبودن و تماشاکردن چقدردردآورتراز اون وسط بودنه ... و این همه سال زجرکشیدن قدم به قدم دنبال پریشانی ها افتان و خیزان دویدن...بی انصاف شکست آن چیزی که نباید می شکست فرو ریخت آن چیزی که نباید فرو می ریخت...یه شعری زیاد می کوبه توی ذهنم این روزها این خیلی روزها...ببخشید که اون موقع یکی از اعتبارات نشدم رفیق!اون وقت کی ما را می بردخانه؟...می دونم خسته ای اما منم خیلی وقتها

پرخود سوختم و دم نزدم

گرچه پیرایه پروانه پر است

آ تش ما زکجا خواهی دید

تو که برآتش خویشت نظراست؟

پ.ن۱:این روزها ولگرد تر از همیشه شدم بی ماشینی هم درد بی درمونی نیست ها!

این روزها بدون هیچ امنیت فکری ای آواره کوچه پس کوچه های امن شمرونم وخیابون هایی که اگه خوب چشم هام رو باز کرده بودم و شقایق هاشودیده بودم به عبث آواره کاشان نمی شدم(اگه مهیار بعد از مدتهاسرو کله ش اینجا پیدابشه میگه یادمحمودگلابدره ای افتادم و بازکهیرمی زنه!)

پ.ن۲:عهدکردم که دگرمی نخورم به جز

این آخرین باری که مسوول یکی ازکمیته های یکی ازستادها! تماس گرفت که واسه کارخبری برم کمک و منم فعلا توی رودروایسی موندم وقس علی هذه!

 

 
 
   |    میم درمحاق...
 
 
     
 

pctfx3.3

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور