|
...
این روزها آنقدر آمار رای بالا پایین می شه... آنقدر پرو خالی از امید می شیم که دیگه رسما کم آوردم ...دیگه پذیرفتم که ما به عنوان آزادی خواه در اقلیتیم ...اگر محمود رای بیاوره همینه که هست، مردم اون را می خواهند و ما باید یک فکری به حال خودمان کنیم ...مهاجرانی داره توی بی بی سی میگه که «مردم فهمیدند که اصلاحات ساعت نیست که کوکش کنیم تا کار کنه با راه افتادن موتورش یعنی رای آوردن نیاز به نظارت لحظه به لحظه خود مردم داره»...مردم مردم مردم ...همه امیدم اینه که همه اونهایی که دارند توی مجلس معاویه ناهار می خورند رای شان را به علی بدهند (no offence!)
وقتی تا این حد دپرس می شوم می روم تا انتقام این مردم را از یک نفر بگیرم! سوار یک اتوبوس مسیر مینی سیتی می شوم آنجا حتما یکی از جان برکفان محمود هستند چون رو به سوی شهرک محلاتی دارد...یا خودشان با صدای بلند شروع می کنند یا با یک جمله پشت تلفن من آتش می گیرند...وقتی بحث بی منطقشان بالا می گیرد صد تا آمار و ارقام را می ریزم جلویش و به هزار سند دروغ استناد می کنم دق و دلیم را مثل زنان پاچه پاره سرش خالی می کنم و وقتی بایکوت شد پیاده می شوم ...در این میان حالم از زن هایی که ایش و ویش می کنند که« خانم محیط عمومیه! نظم رو بهم نزنید» چرا که آرامش فکر شان به اینکه ناهار چی بپزند یا شب لباس زیر چی بپوشند بهم می خورد.
دیروز این بهانه را یک خواهر بسیجی که روبرویم بود دستم داد مانی هی در گوشم می گفت« سبز پرچم را چیده! »فکر می کردم یک چیزی بیرون پنجره دیده ...مشغول صحبت با دختری بودم که طراحی صنعتی می خواند facebookباز واقعی بود! یک دفعه نگاهم به روبرویم افتاد خواهر بسیجی که به قول مانی شاید می خواسته جلوی برادرهای بسیجی ابتکار و خلاقیتش را نشان داده باشد سبز پرچم را چیده بود و من که در عین بی تعصبی به ایران بسیار روی ایران متعصبم!! آمپرم زد بالا ...پرسیدم« خانم سبز پرچم را چیدی»؟ و جنگ بالا گرفت ماشالا منطق آنها هم مثل منطق پرزیدنتشان...و نهایتابه این جمله من ختم شد «همانطورکه قیچی برداشتید پرچم را تکه پاره می کنید کشور را هم همینکار می کنید »...لازم به ذکر است که چند روز پیش شایان کوچولو هم در اتاقی پنهان شده بود و با قیچی افتاده بود به جان پرچم و نهایتا با تکه ای سبز خارج شد و بقیه را در سطل اشغال ریخته بود...البته او 6ساله است! ولی من فکر می کنم نسل او همین اندازه جلوی زور تحمل خواهند کرد.
بلاخره پدر بزرگوار تشریف آوردند ایران ، از همان لحظه ورود فاتحه مان خوانده بود... خوب خیلی خبر نداشت که پسربزرگش استراتژیست ستاد رضایی شده و کوچکترها بازرس های ستاد موسوی وخانمش تا نصفه شب در میادین مناظره در شهر و ...گویا من که این روزها بی صدا تر از همه ام برای ایشان غیرقابل انتظارم!
خلاصه از صبح فهمیدیم که طوفانی در پیش است از گیر دادنش به پوسترهای ماشین هامان شروع شد تا نوارهای سبز دستها!
طوفان شب طبیعی و مثل همیشه نبود...دپرسی پدر بزرگوار !ایشان در واقع دپرس شده بود به تمام معنا...مشکل این است که حرف نمی زند هیچ وقت ...از آنچه می داند از همان 8ساله موسوی یا زمان حال و...نمود عینی ناراحتیش موقعی بود که فیلم مستند محمود که شروع شد با تحکم گفت خاموشش کنید و ما را به تلوزیون اتاق ارجاع داد...خوب واقعیت این است که در زندگی معمولی هم هیچ چیز اندازه دروغ پدر را دیوانه نمی کند چه برسد به حالا که تمام مختصات اقتصادی و دزدی های ناپیدای دولت را می داند...
خلاصه بلاخره امروز ایشان دیگر نه به نوارها و پوسترها گیر داد و نه به فعالیت ها ...خود را در نامه ای انتقادی حقوقی به یک ستاد و حضوردر کمیته حقوقی جایی دیگر و نمی دانم چه کارهای دیگری که ما بی خبریم رسما وارد گود کرد.
میگم فکر کنم اگه مستند 3 محمود- پرزیدنت مردمی- ساخته شود اینبار با شورت کنار حاج خانم به نمایش د ر خواهد آمد.
امشب گویا می خواهد به رضایی بگوید بگم ؟بگم کی حسین فهمیده را هول داد زیر تانک!!
اگر دستوری از بالا نیاید پیش پیش تصور می کنم قیافه بهت زده رضایی را در قبال وقاحت محمود مثل میرحسین ...کروبی ملا بود و یک نیمه ما را خنداند، اما فکرنمی کنم امشب دوباره برای من که کرامت انسان ها مهم است خیلی خوشایند باشد، محمود امشب دوباره می اندازد توی بازی... مطمئنا جلوی یک اقتصاد دان آمار رو نمی کند ، همانطور که جلوی میرحسین نکرد اما جلوی کروبی که کارها را تخصصی کرده، کرد...واقعیت این است که رقبای محمود با آدم زیرکی طرف هستند...آنها خیلی زرنگند...همین که بازی -موسوی احمدی -در سطح عوام به بازی -هاشمی احمدی- تبدیل شد سناریو یی بسیار قوی بود...
می گویند محمود گفته ما شنبه کره شمالی را بردیم و اسنادش توی تربیت بدنی موجود است!
این اتفاقاتی که افتاد با تمام هزینه هایش واقعا شروعی برای شفاف سازی همه چیز است ؟یعنی ما یک قدم اساسی در این مملکت برداشتیم؟
اگرو تنها اگر محمود رای نیاورد تنها به عنوان یک فرد عادی بعدا این کارش اگر و تنها اگر به شفاف سازی سیاسی اقتصادی بینجامد برای من قابل دفاع خواهد بود...اگروتنها اگر رای نیاورد....اگروتنهااگر...
بازهم می گویند چهار سال دیگر خطاب به ر.هبر.ی خواهد گفت « من شما را دوست دارم !
بگم آقا؟بگم از کجا آیت.الله شدی؟بگم چطور ی یک شبه مرجع شدی؟!!»
راستی ر.فسنجانی تاوان چه چیز را پس می دهد ؟همه تهمت هایی که در خطبه های نماز جمعه زد؟لگدکوبی نهضت آزادی؟یا...
دوست نوشت:
صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می روید...
|