|
هيچ كجاي دنيا عين اينجا هياهو ندارد، ازاين همه كهكشان صاف توي راه شيري ...از اين همه سياره صاف روي زمين و از زمين به اين وسعت صاف بيفتي ايران، از ايران به اين بزرگي صاف توي تهران و از اين همه قرن و سال صاف همين الان ...هيچ روزش بي خبر نيست، هيچ صبحي بلند نمي شوي كه با آرامش آغاز شود و هيچ شبي نمي خوابي كه بي فكر و آسوده باشي...
چند روزاست هي بالا و پايين مي كنم... از داغي ها و آرمان هاي دوران ليسانس كه سهل است حتي از دوماه قبل هم رئال تر شده ام...همين طور پيش بروم مي شوم هابز ثاني و چند روز ديگر مي آيم و مي نويسم انسان گرگ انسان است، ليبراليسم و ماركسيسم و (نئو و كهنه هم ندارد) همچنين دموكراسي و آزادي خواهي همه كشك است...
واقع گرا شدن ما هم از وقتي شروع شد كه يك كمپين حمايت از مجيد توكلي راه افتاد(كاش اين همه مرد روسري به سر را از زندان مي ديد تا انقدر شرمگين مثل عكسش نگاه به پايين ندوزد) حركت قشنگي بود ...كلا خيلي حركت هاي قشنگ دارد از ما سر مي زند و دارد پدر آنها را هم در مي آورد... مثلااينكه تصميم گرفته ايم براي محكوم كردن پاره كردن عكس خميني هم تظاهرات كنيم ...همش قشنگه اما همه اينها تاكتيكه ...از بالاي بالا كه نگاه مي كنم مي بينم كه استراتژي اش را كسي ديگر طرح مي كند...مطمئنا موسوي و كروبي هم نيستند واقعيت اين است كه آنها هم قاطي اجراي تاكتيك و با ما هستند...استراتژي ها دست كيست؟ماشين فكر كجاست؟
مثلا اون يك ماهي كه رسما توي خيابان ها كتك خورديم اصولا اكثريت ما فرصت نداشتيم تحقيق كنيم اين شعارها از كجا آمد؟شعارهايي كه اصولي طرح شدند و روز به روزهم راديكال تر مي شوند...خط دهندگان كه صد در صد اطلاعاتي ها بودند تاوانشان را هم با مرگ و اخراج و ...پس دادند ...اما آن كه آنها را هم خط مي داد كي بود؟ايرانيه ؟خارجيه ؟ابرقدرته؟قدرقدرته؟اصلا هست؟
راستي چرا ما پيدايش نمي كنيم و دورش نمي زنيم كه دوباره مثل انقلاب سي سال پيش نتيجه هزينه هايمان به يغما نرود؟
¤ هركسی مثل یه مهره
توی این بازی می مونه
یكی مثل ما پیاده یكی صد ساله سواره
یه نفر خونه به دوش و یكی دو تا قلعه داره
یه طرف همه سیاه و یه طرف همه سپیدن
روبروی همدیگه عمریه ما رو دارن بازی میدن
اونا كه اول بازی توی خونه تو و من
پیش پای اسب دشمن مهره ها سر بریدن
ببین امروزم تو بازی میون شاه و وزیرن
هنوزم بدون حركت پشت ما سنگر میگیرن
تاج و تخت شاه دیروز در قلعشون نمیشه
به خیالشون كه این تاج سرشونه تا همیشه
یادشون رفته كه اون شاه كه به صد مهره نمی باخت
تاج و از سرش تو میدون لشگر پیاده انداخت
اون كه مهره ها رو چیده،اون كه ما رو بازی میده
اون كه نه شاهه نه سرباز،نه سیاهه نه سپیده...
بعد نوشت:
چه خبره؟ ساعت یک و نیم شبه و سایت کلمه سایت رسمی مهندس میرحسین موسوی در هشداری اعلام کرد که اتفاقی در راه است.
بالاترین گوشه چپش به طرز ترسناکی این متن را زده :
|